روایتی از صبح تشییع رهبری

امروز، تهران حال و هوای دیگری دارد…از نخستین ساعات بامداد، خیابان‌ها دیگر فقط مسیر عبور نیستند؛ هر قدم، روایت دلدادگی مردمی است که آمده‌اند تا آخرین سلام را به رهبر شهیدشان تقدیم کنند.اکنون در قلب این اجتماع عظیم ایستاده‌ام؛ جایی که اشک و افتخار، دست در دست هم داده‌اند. پیرمردی عصایش را محکم‌تر گرفته، مادری کودک خود را بر دوش نشانده و جوانانی که پرچم ایران را بر شانه دارند، همه با یک مقصد آمده‌اند؛ بدرقه مردی که سال‌ها تکیه‌گاه این ملت بود.امروز هیچ واژه‌ای توان توصیف این صحنه را ندارد. صدای صلوات، نوای قرآن و زمزمه‌های مردم در هم آمیخته و تهران را به دریایی از عشق و وفاداری تبدیل کرده است.اینجا، اشک‌ها فقط از غم نیست؛ از دلتنگی، از قدردانی و از عهدی است که مردم با رهبر شهید خود می‌بندند؛ عهدی برای ادامه راه، برای حفظ عزت ایران و برای زنده نگه داشتن آرمان‌هایی که او برای آن‌ها ایستاد.لحظه‌ای دیگر، پیکر مطهر رهبر شهید بر دستان میلیون‌ها عاشق جاری خواهد شد؛ دستانی که امروز نه فقط تابوتی را حمل می‌کنند، بلکه تاریخ را ورق می‌زنند و صفحه‌ای ماندگار از وفاداری یک ملت را به ثبت می‌رسانند.و اینجا… از قلب تهران، از میان انبوه جمعیتی که هر لحظه بر شمارشان افزوده می‌شود، تنها می‌توان یک جمله گفت:امروز، ایران فقط یک پیکر را تشییع نمی‌کند؛ امروز، ملتی با اشک، عشق و سربلندی، با رهبر شهید خود آخرین وداع را رقم می‌زند؛ وداعی که پایان یک راه نیست، آغاز ادامه مسیری است که در قلب‌های مردم زنده خواهد ماند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *